غزل شمارهٔ ۵۱۱
وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: ومیرود۷ بیت
چشم ما خوش چشمهٔ آبی به هر سو می روداین چنین آب خوشی پیوسته بر رو می رود
می رود عمر عزیز من به عشق روی اودلخوشم از عمر خود زیرا که نیکو می رود
دل طواف کعبهٔ وصلش بدان جوید مدامدر بیابان فراق او به پهلو می رود
آفتابست او و عالم سایهٔ آن آفتابهر کجا او می رود این سایه با او می رود
در ازل نقش خیال او به دیده بسته امتا ابد نقشی چنین از چشم ما چو می رود
یک زمانی صحبت او را غنیمت می شمرزانکه این محبوب ما دیر آمد و زو می رود
بر در خلوتسرای سید ار شاهی رسدبنده گردد از سر اخلاص آنجو می رود