گنج

غزل شمارهٔ ۵۱۲

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: رمیرود۷ بیت
عقل دوراندیش هردم جای دیگر می‌روددیگ سودایش همیشه نیک بر سر می‌رود
چون به بزم ما در آید نیک حیران می‌دودزود بگریزد رود بیرون و ابتر می‌رود
عشق سرمست است و با رندان حریفی می‌کندمی‌رود در بر خوش و در بحر خوش‌تر می‌رود
آفتاب حسن او مه را نوازش کرده استبا دل روشن به هرجا خوب و در خور می‌رود
هرکه در راه خدا ره می‌رود همراه ماستلاجرم همراه ما راه پیمبر می‌رود
در چنان بحر محیطی زورقی افکنده‌ایمبادبان افراشته کشتی به لنگر می‌رود
نعمت الله رهبر و شیرازیان همراه اوعاشقانه بر سر الله اکبر می‌رود