غزل شمارهٔ ۷۱
در آ با ما درین دریا و خوش بنشین به چشم مابه عین ما نظر می کن ببین ما را درین دریا
اگر موج است اگر قطره به عین ما همه آبستاگر تو آبرو جوئی بجو از آبروی ما
بهشت جاودان ما سرابستان میخانههوای جنت ار داری درآ در جنت الماوی
به نور آفتاب او همه عالم منور شدنگر در ذرهٔ روشن که خورشیدیست مه سیما
اگر گوئی کرم فرما مرا نامی نشانی دهنشان و نام را بگذار و می جو جای آن بیجا
بلا بالا گرفت امروز از آن بالا که می دانیچه خوش باشد بلای ما اگر باشد از آن بالا
حریف نعمت الله شو که یار رند سرمست استبه نور او نظر می کن ببین یکتای بی همتا