غزل شمارهٔ ۱۱۵۱
ما آینه در نمد کشیدیمدامن ز خودی خود کشیدیم
پرگار صفت به گرد نقطهخط بر سر نیک و بد کشیدیم
بودیم حباب و غرقه گشتیمواحد به سوی احد کشیدیم
گرمی به حساب خورد رندیما ساغر بی عدد کشیدیم
دردی کش کوی می فروشیمبحر ازل و ابد کشیدیم
دردیست به کس نمی توان گفتآن رنج که از خرد کشیدیم
شادی روان نعمت اللههر دم جامی دو صد کشیدیم