غزل شمارهٔ ۱۱۵۰
وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)قافیه: ادیم۷ بیت
میخانهٔ ذوق درگشادیممستانه صلای عام دادیم
هر جا دیدیم یار رندیجامی به کفش روان نهادیم
میخواری و عشقبازی آموزاز ما که تمام اوستادیم
میخانه سبیل ماست امروزخوش خمم مئی سرش گشادیم
بی می نفسی نمی توان بودچون می نخوریم ما جمادیم
مستیم و خراب در خراباتیاران مددی که اوفتادیم
رندیم و حریف نعمت اللهسرمستان را همه مرادیم