غزل شمارهٔ ۱۰۶۳
عاشق روی نازنین تواموالهٔ زلف عنبرین توام
من اگر کافرم اگر مومندر همه کیشها به دین توام
به یقین جان بی گمان منیبی گمان عاشق یقین توام
عشق تو شمع و من چو پروانهسوختهٔ عشق آتشین توام
گر به میخانه ور بکعبه رومدر همه جای همنشین توام
تو مرا برگزیدی از دو جهانمن به جان عاشق گزین توام
صورت جان توئی و معنی دلمن هم آن تو و هم این توام
هر چه دارم همه امانت تواستبسیارم چو من امین توام
گنج اسما به من تو بخشیدینعمت الله و نور دین توام