غزل شمارهٔ ۲۷۸
وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)قافیه: اهعشقاست۷ بیت
دل مسند پادشاه عشق استدل خلوت بارگاه عشق است
سلطان عشق است در ولایتباقی همه کس سپاه عشق است
عشقست پناه و پشت عالمعالم همه در پناه عشق است
در مذهب عشق می حلالستما را چه گنه گناه عشق است
ای عقل ز مملکت برون شوکاین ملک از آن شاه عشق است
از ترک دو کون خوش کلاهیبردوز که آن کلاه عشق است
راهی که به حق توان رسیدنای سید بنده راه عشق است