گنج

غزل شمارهٔ ۵۴۶

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)قافیه: اشد۷ بیت
نیمشب ماه ما هویدا شدگوئیا آفتاب پیدا شد
جان ما گرد بحر می گردیدخود در افتاد و غرق دریا شد
نور رویش به چشم ما بنموددیدهٔ ما تمام بینا شد
آمد و تخت دل روان بگرفتپادشاه ممالک ما شد
عین اول خوشی تجلی کرددر مرایا ظهور اسما شد
جام می را به همه گر آمیختبزم مستانه ای مهیا شد
ساز ما را به لطف خود بنواختنعمت الله به ذوق گویا شد