غزل شمارهٔ ۷۴۳
هر در که به روی ما گشایندحسن دیگری به ما نمایند
هر دم به پیالهٔ شرابیذوق دگرم همی فزایند
در میکده دلبران عیارصد دل به کرشمه ای ربایند
رندان مستند و لاابالیمستانه سرود می سرایند
دیدیم جمال ماهرویانآئینهٔ حضرت خدایند
بینند همه که ما چه دیدیمگر پرده ز روی بر گشایند
بزمی سازند هر زمانیتا سید و بنده خوش برآیند