گنج

غزل شمارهٔ ۳۰۴

وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)قافیه: اناست۷ بیت
عالم بدن است و عشق جان استجان است که در بدن روان است
عشقست که عاشق است و معشوقعشق است که عین این و آن است
عشق است که نور دیدهٔ ماستچون نور به چشم ما عیان است
بنشسته به تخت دل چو شاهیعشق است که پادشه نشان است
عشق است که زنده دل از آنیمعشق است که جان جاودان است
عاشق چو غلام و عشق سلطانعشق است که شاه عاشقان است
عشق است که عقل بندهٔ اوستعشق است که سید زمان است