گنج

غزل شمارهٔ ۱۴۸۷

وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)قافیه: ی۷ بیت
بی درد دلی دوا نیابیبی رنج تنی شفا نیابی
در عین فنا بقا توان یافتناگشته فنا بقا نیابی
تا ترک خودی خود نگوئیچون ما به خدا خدا نیابی
عاشق شو و عقل را رها کنکز عقل دنی وفا نیابی
بیگانه مشو که در خراباترندی چو من آشنا نیابی
جز بر در بارگاه وحدتای یار مجو مرا نیابی
ساقی خوشی چو نعمت اللهدر میکده حالیا نیایی