غزل شمارهٔ ۱۴۳۷
هر بنده که سوی شه برد راههم شاد بود به دولت شاه
ما شاه درون پرده دیدیمدیگر نرویم سوی خرگاه
ای شاه تو قرص آفتابیما خاک محقریم در راه
تو جان طلبی و ما نخواهیمهستیم در این سخن به اکراه
ما زان تو ایم هر چه داریمالعبد و ماله لمولاه
هست از نظر تو ناظر حقسلطان دو کون نعمت الله