گنج

غزل شمارهٔ ۷۰۸

مرا هر دم خیالی رو نمایددر آن نقش خیالم او نماید
به بیداری و خواب ار بینم او رابه هر صورت مرا نیکو نماید
یکی رو در دو آئینه چو بنمودیکی باشد اگر چه دو نماید
حباب و موج و دریا جمله آبندگهی در چشمه گه در جو نماید
هزاران آینه گر بینم ای دوستهمه امثال او یک رو نماید
دو تو بنماید این رشته با حولولی در چشم ما یک تو نماید
همه کس نعمت الله را نبیندولی تا او به هر کس چو نماید