غزل شمارهٔ ۷۰۷
نوری که خدا به ما نمایددر جام جهان نما نماید
آئینه چو صیقلش نکردیروی تو به تو کجا نماید
این لطف نگر که پادشاهیدر صورت هر گدا نماید
رندانه به نوش دُردی دردتا درد تو را دوا نماید
نقشی به خیال می نگارمنقاش به نقشها نماید
در موج و حباب آب دریابکان جوهر ما به ما نماید
در دیدهٔ سیدم نظر کنتا نور خدا تو را نماید