گنج

غزل شمارهٔ ۱۱۵۴

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)قافیه: انشدیم۸ بیت
تا مجرد از دل و از جان شدیمهمنشین و همدم جانان شدیم
همچو قطره بهر یک دردانه ایغرقهٔ دریای بی پایان شدیم
از خیال روی یار خویشتنهمچو زلفش بی سر و سامان شدیم
تا که پیدا شد جمال عشق دوستما به خود در خود ز خود پنهان شدیم
جان و دل در کار عشقش باختیملاجرم ما جمله تن چون جان شدیم
از برای گنج عشقش روز و شبساکن کنج دل ویران شدیم
تا خبر از زلف و رویش یافتیمبی خبر از کفر و از ایمان شدیم
گرد نقطه مدتی گشتیم مانقطهٔ پرگار این دوران شدیم