غزل شمارهٔ ۱۱۵۳
هر آن نقشی که بر دیده کشیدیمبه جز نور جمال او ندیدیم
به گرد نقطه چون پرگار گشتیمبه آخر هم بدان اول رسیدیم
چو قطره غرق بحر عشق گشتیممحیطی را به یک دم در کشیدیم
خراباتست و ما مست و خرابیمز هر خم مئی جامی چشیدیم
به عالم نعمت الله را نمودیماز آن دم روح در مَردم دمیدیم