گنج

غزل شمارهٔ ۱۲۸۳

دمی در چشم مست ما نظر کنببین منظور و ناظر را نظر کن
نگر صورتگری در عین صورتدر این صورت تو آن معنی نظر کن
حباب و موج و قطره جمله آبندبجو این جمله در دریا نظر کن
نقاب ماه را بگشا و بنگربه نور آفتاب ما نظر کن
دلی چون آینه روشن به دست آردر آن دلدار بی همتا نظر کن
خیالش نقش کن بر پردهٔ چشمبه عین دیدهٔ بینا نظر کن
چو عالم می نماید نعمت اللهنظر کن در همه اشیا نظر کن