گنج

غزل شمارهٔ ۱۳۵۲

بستیم کمر به خدمت اورفتیم روان به حضرت او
چیزی که تو را به او رساندآن نیست به جز محبت او
عالم چو وجود یافت از ویمرحوم بود به رحمت او
منعم چو به نعمت خدائیمنعم باشی به نعمت او
هر بندهٔ صادقی که بینیجان داده برای خدمت او
او داده به ما هر آنچه داریمداریم هزار منت او
مائیم و حضور نعمت اللهخوشوقت به یمن همت او