غزل شمارهٔ ۱۰۰۳
وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیه: دل۷ بیت
اگر ذوق خوشی خواهی حریفی کن دمی بادلو گر جانانه می جوئی فدا کن جان خود با دل
تو چون پروانه ای عقل و ما چون شمع و عشق آتشتو را دامن همی سوزد به عشق او و ما را دل
دلم بحر است و جان گوهر تنم کشتی و من ملاحزهی گوهر زهی کشتی زهی ملاح دریا دل
خراباتست و رندان مست و ساقی جام می بر دستبهای جرعهٔ صدجان چه قدرش هست اینجا دل
به امیدی که در غربت به کام دل رسم روزیغریبی می کشم دائم ندارد میل مأوا دل
اگر نه وصل او باشد نباشد جان ما را ذوقو گر نه عشق او بودی نبودی هیچ با ما دل
حریف نعمت اللهم که میر می پرستانستچه خوش رندی که از ذوقش شود سرمست جان دل