گنج

غزل شمارهٔ ۱۰۰۴

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)قافیه: ل۹ بیت
حاصل ما دل است و حاصل دلدرد عشقست بنگر این حاصل
درد عشقش بیان کنم چه بودمشکل حل و حل هر مشکل
گوشهٔ دل سرای اوست ولیعشق لاخارج است و لاداخل
عاقبت بازگشت جمله به ماستبوالعجب حق به حق شود واصل
بحر عشقش به ما چو موجی زدهم ز ما شد حجاب ما حائل
جسم و جان را به جزو و کل بسپاربی سر و پا در آ به خلوت دل
شاهبازی نه بلبل گلزارروح محضی چه می کنی گل و گل
عشق او گوهر خزانهٔ ماستمعنی دریا و صورتم ساحل
تا که سید ز خود کناری کرددر میان نیست جز خدا قائل