غزل شمارهٔ ۱۰۰۵
دل طالب یار و یار در دلجان در غم هجر دوست واصل
حاصل درد است عاشقان راخود خوشتر از این کجاست حاصل
درمان درد است و درد درمانچون حل کنم این دوای مشکل
ما ساکن کوی می فروشیمکردیم آنجا مدام منزل
گنجیم و طلسم و شاه و درویشدُر و صدفیم و بحر و ساحل
جانان خودیم و جان عالمدلدار خودیم و مونس دل
مستیم و حریف نعمت اللهرضوان ساقی و روضه محفل