غزل شمارهٔ ۱۴۲
وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)قافیه: انشست۷ بیت
جان ما با ما در این دریا نشستیار دریا دل خوشی با ما نشست
از سر هر دو جهان برخاست دلبر در یکتای بی همتا نشست
در خرابات مغان ما را چو یافتمجلسی خوش دید خوش آنجا نشست
چون سر دار فنا دار بقا استبر سر دار آمد و از پا نشست
ما و ساقی خوش به هم بنشسته ایمخوش بود با مردم دانا نشست
زاهد مخمور زیر افتاد و شدعاشق مست آمد و بالا نشست
سید ما نور چشم مردم استلاجرم بر دیدهٔ بینا نشست