غزل شمارهٔ ۷۹۶
این خط نگر که بر رخ جانان کشیده اندوین حرف بین که بر ورق جان کشیده اند
بر برگ گل غبار ز عنبر نوشته اندیا مشک سود بر مه تابان کشیده اند
صورتگران حسن به گرد جمال یارشکل لطیف و معنی انسان کشیده اند
یا زنگیان به غارت روم آمدند بازیا خود رقم ز کفر بر ایمان کشیده اند
نی نی غلط که خضر مثالان سبزپوشنقشی به فال بر لب حیوان کشیده اند
در عرصهٔ ملاحت میدان حُسن دوستدلها چو گوی در خم چوگان کشیده اند
چون سید از هوای سر کوی آن نگارحوران قدم ز روضهٔ رضوان کشیده اند