غزل شمارهٔ ۱۲۲۶
وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیه: ارمدایم۷ بیت
در نظر نقش خیال تو نگارم دایمغیر از این کار دگر کار ندارم دایم
از ازل تا به ابد عشق تو در جان من استروز و شب سرخوشم و عاشق زارم دایم
جان فدا کردم و سر در قدمت می بازمبه سر تو که ز دستت نگذارم دایم
همدم جامم و با ساقی سرمست حریفکس نداند که من اینجا به چه کارم دایم
بر سر کوی تو ثابت قدمم تا باشملاجرم عمر گرامی به سر آرم دایم
گر پریشان بود این گفتهٔ من می شایدزانکه سودا زدهٔ زلف نگارم دایم
در خرابات مغان سید سرمستانمفارغ از عالم و ایمن ز خمارم دایم