گنج

غزل شمارهٔ ۶۱۶

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)قافیه: ایدلسازد۷ بیت
ساز عشقش نوای دل سازددُرد دردش دوای دل سازد
لطف سازنده بین که بر سازشهر چه سازد برای دل سازد
به خدا کار دل رها کردیمکار دل هم خدای دل سازد
آتش عشق جان ما را سوختسوختگان را هوای دل سازد
دل مقامی خوشست از آن دلدارجای خود در سرای دل سازد
دل صاحبدلی به دست آورتا تو را آشنای دل سازد
نعمت الله می نوازد سازبشنو کز نوای دل سازد