گنج

غزل شمارهٔ ۸۷۶

گر ذات کند ظهور ای یارنه یار بماند و نه اغیار
نه جام بماند و نه بادهنه مست بماند و نه هشیار
چون هستی تو حجاب راه استلطفی کن و آن حجاب بردار
یک حرف و معانی فراوانیک نقطه و اعتبار بسیار
جائی که به یک جو است صد جانچه جای سر است و ریش و دستار
از نقش خیال غیر بگذرتا چند کنی تو کار بی کار
رندانه در آ به بزم سیدجامی ز شراب او به دست آر