گنج

غزل شمارهٔ ۱۵۳۸

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: اخوشامدی۷ بیت
ای ترک نیم مست به یغما خوش آمدیوی همچو جان نهفته پیدا خوش آمدی
الا و مرحبا مگر از غیب می رسیای شاهد شهادت رعنا خوش آمدی
خالی است خلوت دل ما از برای توور نه قدم به خلوت و فرما خوش آمدی
دیشب خیال روی تو در خواب دیده ایمای نور چشم در نظر ما خوش آمدی
دلال عاشقان به سر چهارسوی عشقگلبانگ می زند که به سودا خوش آمدی
سرمست می رسی ز خرابات عاشقاندل برده ای به غارت جانها خوش آمدی
ای پادشاه صورت و معنی گدای تووی سید مجرد یکتا خوش آمدی