گنج

غزل شمارهٔ ۵۲۰

نطق حیوان جمع کن تا آدمی حاصل شودگر بیاید تربیت از کاملی کامل شود
جان تو از عالم علوی تنت سفلی بودعاقبت هر یک به اصل خویشتن واصل شود
منبع هر دو یکی و مرجع هر دو یکیلاجرم هر یک از این دو با یکی مایل شود
آفتاب روی او در مه چو بنماید جمالماه ما بر آفتاب روی او حایل شود
ما ز دریائیم و عین ما بود آب زلالخوش حیاتی یابد از ما هر که او سائل شود
عالم ما در ازل او بود و باشد تا ابداین چنین معلوم کی از علم او زائل شود
بلبل و گل چون که بنوازند ساز عاشقینعمت الله در گلستان این چنین قابل شود