گنج

غزل شمارهٔ ۵۲۱

رند مستی کو حریف ما شودمشکلات او همه حل وا شود
گر به سوی ما بیاید عارفیگرچه باشد قطره ای دریا شود
چشم ما روشن شده از نور اوهر که بیند نور او بینا شود
آنکه بگذشت از سر هر دو جهانبندهٔ یکتای بی همتا شود
گر بلائی رو نماید رو متابکز بلائی کار ما بالا شود
نعمت الله شد نهان از چشم ماسالها یاری چنین پیدا شود