گنج

غزل شمارهٔ ۳۳۳

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)قافیه: تاوست۷ بیت
جان ما بندهٔ محبت اوستزندگی در حضور حضرت اوست
نور خلوتسرای دیدهٔ ماپرتوی از شعاع طلعت اوست
کشتهٔ تیغ عشق شد دل مادل مسکین رهین منت اوست
میر مستان خلوت عشقماین سعادت مرا ز دولت اوست
دور گردید ساقیا جامیجان ما را بده که نوبت اوست
ما از او غیر او نمی خواهیمطلب هر کسی به همت اوست
سید ما که نعمة الله استعاشق رند مست حضرت اوست