غزل شمارهٔ ۱۰۲۶
وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)قافیه: م۷ بیت
مقصود توئی ز جمله عالمای مظهر عین اسم اعظم
در حسرت جرعه ای ز جامتجان بر کف دست می نهد جم
ای آخر انبیاء به صورتمعنی تو بر همه مقدم
در خلوت خاص لی مع اللهغیر از تو کسی نبود محرم
عیسی نفس از دم توداردزنده ز تو گشت روح آدم
نقشت به خیال می نگارمای نور دو چشم اهل عالم
تو جانانی و جان تن توچون سید و بنده هر دو با هم