غزل شمارهٔ ۱۰۲۱
وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)قافیه: م۷ بیت
آفتابیست حضرت آدمروشن از نور او بود عالم
ما منور از او و او از اونیک دریاب این سخن فافهم
ساغر ما حباب پر آب استخوش بود تشنه با چنین همدم
دل و دلبر رفیق هم گردیدجان و جانان روان شده باهم
جام بی جم اگر کسی دیدهما ندیدیم جام را بی جم
دردمندیم و وصل او درماندل ما ریش و لطف او مرهم
در خرابات رند و سرمستیمبندهٔ او و سید عالم