گنج

غزل شمارهٔ ۷۶۱

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: رسید۷ بیت
آب حیات از لب ساقی به ما رسیداین مرحمت نگر که به ما از خدا رسید
دل دردمند بود ولی یافت صحتیاز دُرد درد او به دل ما دوا رسید
ما دست برده ایم ز شاهان روزگارتا دست ما به دامن آن پادشاه رسید
مطرب نواخت ساز حریفان بینواذوقی از آن به من بینوا رسید
هر رهروی که رفت رسید او به منزلیجاوید می رود به نهایت کجا رسید
بحریست بحر ما که ندارد کرانه ایجز ما دگر کسی نتواند به ما رسید
میراث سید است که ما را رسیده استاین سلطنت ز سید هر دو سرا رسید