غزل شمارهٔ ۱۴۵۲
وزن: مفعول مفاعلن مفاعیلن (هزج مسدس اخرب مقبوض)قافیه: ایابی۷ بیت
درد میکش که تا دوا یابیدرد مینوش تا صفا یابی
ای که گوئی خدای میجویمبگذر از خود که تا خدا یابی
گر نوایی ز عارفی جوییبینوا شو که تا نوا یابی
گر گدائی کنی چو درویشانهر چه خواهی ز پادشا یابی
بزم عشق است و عاشقان سر مستبه ازین مجلسی کجا یابی
از فنا خوش بقا توانی یافترو فنا شو که تا بقا یابی
نعمتاللّه را اگر جوییبه خرابات رو که تا یابی