گنج

غزل شمارهٔ ۸۹۰

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیه: ور۷ بیت
به هر طرف که نظر می کنم توئی منظورکه دیده است چنین فاش این چنین مستور
ز لطف تو نظری یافتم شدی ناظرچه جای من که توئی ناظر و توئی منظور
چو نیست در دو جهان جز یکی کراست وصالعجب بود که یکی از یکی بود مستور
به نور طلعت او روشن است دیدهٔ منببین که در همه عالم جز او که دارد نور
ز ذوق گفته ام این شعر بشنو از سر ذوقکسی که ذوق ندارد ز بزم ما گو دور
مقام اهل دلانست صحبت جانمچه جای روضهٔ رضوان چه قدر حور و قصور
حریف سیدم و ساقی خراباتممدام عاشق مستم نه عاقل مخمور