گنج

غزل شمارهٔ ۲۶

مخزن گنج جملهٔ اسما مانور چشم تمام اشیا ما
غرق بحریم و آب می جوئیمقطره و بحر و جود دریا ما
رند و مستیم و عاشق و معشوقبه همه اسمها مسمی ما
ما نه مائیم ما همه اوئیماثری چون نماند با ما ما
جام گیتی نما نموده به مادو جهان دیده ایم یکتاما
مه روشن به نور او باشندتا نگوئی مگر که تنها ما
رو نهادیم بر در سیدباز گشتیم سوی مأوی ما