گنج

غزل شمارهٔ ۲۷

عشق تو بلا و مبتلا ماپیوسته خوشیم در بلا ما
مستیم و مدام در خراباترندانه حریف اولیا ما
در بحر محیط غرق گشتیمموجیم و حباب عین ما ما
بیگانه نه ایم آشنائیمبا خویش شدیم آشنا ما
بر راه فنا قدم نهادیمباقی مائیم از این فنا ما
چون مائی ما نماند با مامائیم شما و هم شما ما
از دولت بندگی سیدگشتیم قبول کبریا ما