غزل شمارهٔ ۲۵
نانوشته حرف می خوانیم مااین کتاب نیک می دانیم ما
مخزن اسرار او ما یافتیمنقد گنج کُنج ویرانیم ما
ما باو علم لدنی خوانده ایماین چنین علمی نکو دانیم ما
دل به دلبر جان به جانان داده ایمدلبر خود جان جانانیم ما
دُرد درد عشق او نوشیده ایمهمدم این درد و درمانیم ما
خانهٔ دل خلوت خالی اوستغیر او در خانه کی دانیم ما
خوش حبابی پر کن از آب حیاتنعمت الله را بجو آنیم ما