غزل شمارهٔ ۱۴۴۵
وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیه: انده۷ بیت
بیا ای ساقی مستان و جام می به مستان دهبیا آب حیاتت را به دست می پرستان ده
به میخواران مده می را که قدر می نمی دانندچو خیری می کنی ساقی بیاور می به مستان ده
بیا ای صوفی صافی و دُرد درد دل درکشچه می لرزی به جان آخر بیا جان را به جانان ده
اگر فرمان رسد از شه که سر در پای او اندازتو پا انداز کن سر را به شکرانه روان جان ده
چه خوش گنجیست عشق او که در عالم نمی گنجدچنین گنج ار کسی جوید نشانش کنج ویران ده
نشان رند سرمستی اگر یاری ز تو جویدکرم فرما ز لطف خود نشان او به یاران ده
اگر جمعیتی خواهی در آ در مجمع سیدو گر دل می دهی باری بدان زلف پریشان ده