غزل شمارهٔ ۹۴۵
وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)قافیه: ایخویش۷ بیت
دلخوشم از عشق جان افزای خویشدوست دارم یار بی همتای خویش
در نظر نقش خیالش بسته امخوش نشسته نور او بر جای خویش
کنج میخانه بود مأوای ماجنت المأوای ما مأوای خویش
آبروی عالمی از ما بودنه ز جوی غیر از دریای خویش
شمع عشقش آتشی خوش برفروختسوختم ازعشق سر تا پای خویش
هر که او سودای عشقش می کندمی کند سر در سر سودای خویش
نور چشم نعمت الله دیده امروشنست از نور مه سیمای خویش