غزل شمارهٔ ۲۴۰
وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)قافیه: تیدگراست۷ بیت
ملک جان در ولایتی دگر استتخت دل در حمایتی دگراست
قول مستانه ای که ما گوئیمبشنو او را حلاوتی دگر است
دلبران در جهان فراوانندحسن ما را ملاحتی دگر است
عاقلان را نهایتی است ولیعاشقان را نهایتی دگر است
وحده لاشریک له می گوکاین سخن از روایتی دگر است
در خرابات رند سرمستیمذوق ما ذوق و حالتی دگر است
نعمت الله خدا به ما بخشیداین عنایت عنایتی دگر است