گنج

غزل شمارهٔ ۹۲۶

دل به دلبر گذار و خوش می باشجان به جانان سپار و خوش می باش
نقش رویش که نور چشم من استبنظر می نگار و خوش می باش
باش با جام می دمی همدمنفسی خوش بر آر و خوش می باش
هر چه داری همه امانت اوستجمله با او سپار و خوش می باش
چو همه اوست غیر او خود نیستهمه را دوست دار و خوش می باش
تنگهٔ زر یکی و تنگه بسیتنگ ها زر شمار و خوش می باش
یار جانی نعمت الله شوباش با یار ، یار و خوش می باش