غزل شمارهٔ ۹۲۵
جان به جانان سپار و خوش می باشدل به دلبر گذار و خوش می باش
آن یکی در هزار خوش می بینیک به یک می شمار و خوش می باش
گرچه با عاشقی و سرمستیفارغی از خمار و خوش می باش
در خرابات عشق رندانهبا می خوشگوار خوش می باش
بنظر می نگار نقش و نگاربا خیال نگار خوش می باش
عاشقانه در آ به مجلس مادمی با ما برآر خوش می باش
جام می نوش شادی سیداز کسی غم مدار خوش می باش