گنج

غزل شمارهٔ ۱۰۸۰

وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)قافیه: امتم۷ بیت
مست می ملامتم نیست سر سلامتمنیست سر سلامتم مست می ملامتم
عقل نصیحتم دهد عشق غرامتم کندفارغ از آن نصیحتم ، بندهٔ این غرامتم
هست ندیم بزم من ساقی مست عشق اوباده خورم به شادیش نیست غم ندامتم
بادهٔ صاف عاشقان دُردی درد او بودهست دوای من همین تا که شود قیامتم
چهرهٔ زرد و اشک من هست گواه حال منگر تو ندانی حال من نیک ببین علامتم
خرقهٔ زهد بر تنم خوش ننماید ای فقیهجامهٔ عاشقی بود راست به قد و قامتم
بندهٔ حضرت شهم همدم نعمت اللهمدر دو جهان کجا بود خوشتر از این کرامتم