غزل شمارهٔ ۱۰۰۰
وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: ایدل۷ بیت
جان کیست بندهٔ حرم کبریای دلیا روح چیست خادم خلوتسرای دل
در چارسوی عشق که بیرون دو سراستصد جان روان دهند به یکدم بهای دل
از جان به سوز سینه که یابی وصال جاندر جان بساز چشم که بینی لقای دل
آن مهر ماه روی که جانست نام اوچون ذره ایست گشته روان در هوای دل
سلطان چرخ چارم از آن گشت آفتابکامد به زیر سایهٔ فر همای دل
دل کشتی خداست به دریای معرفتلطف خدا سزد که بود ناخدای دل
سید رموز دل چه نهان می کنی بگوجان عرش اعظم است و بر او هست وای دل