گنج

غزل شمارهٔ ۹۹۹

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)۷ بیت
دل صفهٔ صفاست و ما صوفیان دلدل خلوت خداست و ما ساکنان دل
یار است در میان و منم در کنار جانیار است در کنار و منم در میان دل
هر کس معانی دل و جان کی بیان کنداز جان ما شنو به حقیقت بیان دل
از اهل دل نشان دلم جو که در جهانجزاهل دل کسی نشناسد نشان دل
عقلست در ولایت تن کارساز جانعشقست در ممالک جان پاسبان دل
ای جان بیا و بادهٔ صافی ما بنوشاز دست ساقئی که بود خاص از آن دل
سید چو بلبلی است که در بوستان عشقمی‌سازد این نوای خوش از بوستان دل