غزل شمارهٔ ۱۳۲۵
وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)قافیه: انبجو۷ بیت
گنج او در کنج دل ای جان بجوجان فدا کن حضرت جانان بجو
سینهٔ بی کینهٔ ما را طلبمخزن اسرار آن سلطان بجو
نقش می بندم خیال این و آنترک این و آن بگو و آن بجو
زلف کافر کیش را بر باد دهنور روی او ببین ایمان بجو
دُرد دردش نوش کن شادی ماغم مخور از درد او درمان بجو
جنت المأوی اگر خواهی بیامجلس رندان و سرمستان بجو
نعمت الله جو که تا یابی همهشکر این نعمت از آن یاران بجو