گنج

غزل شمارهٔ ۵۳۴

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: انممیکشد۷ بیت
ترک سرمستی مرا دامن‌کشانم می‌کشدباز بگشوده کنار و در میانم می‌کشد
درکش خود می‌کشد ما را به صد لطف و کرمگه چنینم می‌نوازد گه چنانم می‌کشد
کی کشد ما را چو لطفش می‌کشد ما را به نازعاشق مست و خرابم کشکشانم می‌کشد
از بلای عشق او چون کار ما بالا گرفتاز زمین برداشته بر آسمانم می‌کشد
می‌کشم نقش خیالش بر سواد چشم خودزان که این نقش خیال او روانم می‌کشد
جذبهٔ او می‌کشد خوش می‌کشد ما را به ذوقدر کشاکش اوفتادم چون دوانم می‌کشد
نعمت الله جملهٔ عالم به سوی خود کشیدجان فدای او که عشق او به جانم می‌کشد