گنج

غزل شمارهٔ ۹۱۹

لذت جان ما ز مستان پرسذوق رندان ز می پرستان پرس
خبر از حال ما اگر پرسیدر خرابات رو ز رندان پرس
نوش کن جام می که نوشت بادبعد از این ذوق باده نوشان پرس
دردمندانه گر دوا جوئیدُرد دردش بجوی و درمان پرس
سر زلفش اگر به دست آریحال شوریدهٔ پریشان پرس
جان عاشق به پرسشی دریابآنگهی هر چه خواهی از جان پرس
ساقی بزم نعمت اللهم ذوقم از خدمت حریفان پرس