گنج

غزل شمارهٔ ۷۷۶

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)قافیه: ازند۷ بیت
عاشقانی که عشق می بازندعاشقانه به عشق می نازند
مطربانه چو در طرب آیندساز ما را به لطف بنوازند
زده دستی به دامن معشوقتا سر خود به پاش اندازند
گر صدند ار هزار یک باشدهمه با هم یگانه دمسازند
رند مستی اگر به دست آرندجمله با او تمام پردازند
این چنین عارفان که می گویمپاکبازان شهر شیرازند
نعمت الله و دوستدارانشعشق با عاشقان همی بازند